تبليغاتX
سرزمین هیچکس ، جایی برای نبودن ...

به نام بخشنده ی وجود ، می نویسم تا فقط لحظه ای در ذهنت خانه کنم ؛ به سرزمین بدون قانون هیچکس خوش آمدید ، امیدوارم وبلاگ حقیر ، ظرفیت آمدن شخص بزرگی مثل شما را داشته باشد و بتواند نظر شما را به خود جلب کند ، من هم به لطف خدا تا زمانی که کیبوردم کار کند می نویسم !
من مردی از اعماق تاریکی ها هستم ، که گفته تاریکی بد است ؟!!! ما را عادت داده اند ، اینطور نیست !! من تاریکم ؟؟!! نمی دانم !! مگر آن هایی که عمری را در روشنایی به سر برده اند چه شده اند ؟ تاریکی چیست ؟؟!! منظورت را نمی فهمم ، نفهمی !! نه !! چرا ؟ اگر کمی فکر کنی می فهمی که تاریکی جایی برای بیداریست !!! من که در تاریکی می خوابم ، تو را نمی دانم ، می دونی؟؟ چی ؟؟ باریکه های نور را در تاریکی آسان تر می توان پیدا کرد ...

من فقط در جستجوی باریکه های روشنایی هستم !!!
87/07/23 - D.A.R.K.M.A.N


مرض عادی میشه واسه جماعت بیمار ...

+  توسط D.A.R.K.M.A.N در تاریخ 88/08/15

حالا می فهمم ، خیلی از چیزهایی که نمی فهمیدم رو حالا می فهمم ، اما اصلا حس خوبی نیس حس فهمیدن ! و احمق بودن از آن بدتر ...

خدایا دایورت را از ما مگیر و دایورت دانیمان را پر نساز !

اوووووووه کی حال داره بقیشو بنبیسه ، تا همین جاشم زیادیه ! حسش نیس ! تم ژیگول زدم دیگه دارکم اینورا نمیاد ما رو مستفیض کنه !

 همممممم ...

الان در حال تفکر بودم در مستراح ،یک مساله ای ذهنم رو به خودش مشغول کرد ، ما که ورودیمون این همه رنگو وارنگه ، چرا خروجیمون همیشه قهوه ایه !!؟؟؟از نظر رنگ شناسی هم بخوایم بررسی کنیم باید رنگای دیگه ای بشه !!!

بعد که بیشتر فکر کردم یاد لبویی افتادم که چند وقت پیش خورده بودم ، خب لابود لبو زورش زیاده D: ! هممم ...

بیشتر از یک ساعت

+  توسط D.A.R.K.M.A.N در تاریخ 88/07/04

اه ، مگه یه عادم سینگل پروسس چقده حس رو می تونه با هم ساپورت کنه ، به حس های قبلی نگرانی هم اضافه شد :(  ، اگه نهایتا پرواز با 4 ساعت تاخیرم انجام می شد دیگه الان باید خبری می شد ....

همممممممم

شاید کمی باید به خودم مسلط باشم .....

آره :) ، زود بیا ...


کمتر از یک ساعت

+  توسط D.A.R.K.M.A.N در تاریخ 88/07/04

کم کم این دلتنگی داره همراه میشه با اشتیاقی وصف نشدنی ، کمتر از یک ساعت مونده .....

2 روز دیگر باقیست !!

+  توسط D.A.R.K.M.A.N در تاریخ 88/07/02

 مثل شکنجه می مونه ؛ وقتی که حرفی رو دلت فریاد بزنه ، اونوقت تنت قادر به بیان اون نباشه !

2 روز ...

تو که 6 روز تحمل کری ، این 2 روزم روش !!! اما از این می ترسم که این دلتنگی تمومی نداشته باشه ....

همممممممممم ... فقط 2 روزه ....

کاشکی بودی ، زود بیا !!!


دلم تنگه ...

+  توسط D.A.R.K.M.A.N در تاریخ 88/06/29

همممممممممممممممممممم....

کاشکی می شد چیزی بنویسم ...


دلم تنگه ....

دهنتو مرفی !!!!!!!

+  توسط D.A.R.K.M.A.N در تاریخ 88/06/08

سلام

آب و هوای پارس عجب سفله پرور است       کو همرهی که خیمه از این خاک بر کند


کم کم دارم به قانون جاذبه اعتقاد پیدا می کنم ، وقتی که می بینم روز به روز یه قدم به پریدن گاه نزدیک می شم ، پریدن از این چیز دونی !!! این بیت شعری که می بینید برای آقای خواجه شمس الدین محمد بن محمد حافظ شیرازی هستش که فکر می کنم حدود 500 الی 600 سال پیش سروده ، اون بنده خدا از اون موقع گفته که چه جایی داریم زندگی می کنیم  ، میدونسته که چه مردم گسترده ای داریم ...!!!! الان خوندمش ، گفتم بزنم تنگ پستم شما هم یه fazi ببرید !!!

ایندفعه بر خلاف دفعات گذشته به چیزی اعتراض ندارم ، آب هست ، نان هست ، خواب هست ، کاشکی پولم بود !! :دی ! اما نه مگه میشه من معترض و مخالف نباشم ، پس مخالفم !

چون که پول که نباشه ، نه نان هست ، نه خواب هست ، نه آب هست ، تازه تلفن و موبایلو اینترنتو گازو گوشتو مرغ و برنجو هزار کوفتو ذهرمار دیگه ام بزن تنگش!!!

کاشکی این قانون جاذبه واسه همه چی جواب بده !!! آخه مخالف این قانون جاذبه ، قوانینی هستش به نام قوانین مرفی که به بیش از 1000 بند و ماده تقسیم شده برای اینکه به تو بفهمونه ، اگه یه جزء کوچیک توان بلقوه اشو داشته باشه تا بتونه کارت رو خراب کنه ، مطمئن باش که این کارو می کنه و کارات اینجوری که باید به پیش نمیره ....!!!

اما دارک و لایت و من همصدا می گیم که دهنتو مرفی !!! بسه دیگه گوش دادن به شرو ورهات ، هدف خندیدن بود که خندیدیم !! بسه دیگه !!! من هزار بار خواستم کاری رو درست پیش ببرم و بردم ، چندیدن بار توی جمع ضربه ی گلفمو خوب زدم ، برای یه بازیکن حرفه ای فرقی نمی کنه که تو چه شرایطی میزنه ! من ادعای حرفه ای بودن ندارم ، منم بد شانسی آوردمو گند زدم ، اما کار من گند زدن نیس ! اگه 5 تا ضربه به توپم بزنم مطمئنم حداقل یکیش میره تو گل !

پس دهنتو ببندو گوش کن ! هیچ قانونی نمیتونه بگه که کاره من درست پیش میره یا نه !!! با هیچ معادله ای هم جواب به دست نمیاد ! از خدا کمک می خوام ، از خودم میخوام ، تلاش می کنم و می تونم امیدوار باشم که کارم درست پیش میره !!!! اگه نرفتم به یه جای خواجه شمس الدین محمد بن محمد ، مگه نه ممد ؟ درست میگم دیگه ؟

پس دهتنو ببند و نیگا کن ، ایندفه می خوام ضربمو جلو چشات بزنم !!!!


اگه دنیا واسه من بود ؟؟؟

+  توسط D.A.R.K.M.A.N در تاریخ 88/05/21

نفهمیدم چی گفتی ؟؟؟ جرات داری به بار دیگه بم بگو نفهم تا حالیت کنم دنیا دست کیه ؟؟؟ هه ! دست تو هم نیس اینجوری داری ضرضر می کنی !! حالیت می کنم !! هو هو ولم کن ، چی کار می کنی ؟؟!! یخرو ول کن !! باشه بابا ، دنیا مال تو !!!

- هر دوتون ساکت !!! شما یه تصمیم قطعی نمی تونید بگیرید ، حالا بلفرضم دنیا شد مال شما ، مثلا چه چیزی می خواید باهاش بخورید ؟؟؟؟؟!!!!

- من بگم ، من بگـــــــــــــــم ؟؟؟!!

-خب تو بگو.

- اگه دنیا رو بدن دست من همه ی مردم دنیا رو صف می کنم ، هر چقدرم که صفش طولانی باشه ، بعد از هر کدوم یه سوال می کنم ، اگه نتونستن جواب بدن همونجا سرشونو از دست می دن ، اگه بتوننم که میرن زندگیشونو می کنن !!!

-خب تو بگو ببینم اگه دنیا برا تو بود چی کار می کردی ؟؟؟
- من ؟؟ هممممم ، سعی می کردم موجودات زنده ای به نام انسان رو آدم کنم !!!!

- اه اه حالمو بهم زدی ، برو عمو ، اونهمه پیامبر و فلان اومدن اینارو آدم کنن نتونستن ، خدا هم خودش توی این مخلوقش مونده !!!!

-  اگه دنیا واسه من بود  ……

- حالا که واسه تو نیس ….
- حالا که واسه تو نیس ….

- ساکت ! خودتون هر چرتی خواستین گفتین ، حالا که نوبت من شد چی شد ؟؟؟!!! اگه دنیا برای من بــــــــود ….

- حالا که واسه تو نیس ….
- حالا که واسه تو نیس ….

- باشه قبول مال من نیس ، اما خب می تونم توهم داشتنشو بزنم که … اگه دنیا واسه من بــــــــــود ، اول یک نسلی رو از رو زمین بر می داشتم ، هر چیزی مربوط به اونا بود پاک می کردم تا دنیا یه نفسی بکشه ….

- خوب شد واسه تو نیس …
- کاش واسه من و تو بود …
- نه خیرم ، واسه خودم بود ، من و تویی نداریم ، الانشم نداریم ….  اصلا اون موقعی که باید می بودی کجا بودی ، تو از اولشم نبودی …..

- خوب شد که دنیا واسه تو نیس …
- خوب شد دنیا واسه تو نیس ..

- آره ، واقعا خوب شد ، شایدم نه !!!! اگه دنیا واسه من بود سهممو ازش برمیداشتمو میرفتم پی کارم …. !!

- کاش دنیا واسه تو بود …
- خوب شد واسه تو نیس …

- کاشکی واسه من بود …

- حالا که نیس …
- حالا که نیس …
- حالا که نیس …


همممممممم ...

+  توسط D.A.R.K.M.A.N در تاریخ 88/05/17

با چنگ و دندان می روم ...

+  توسط D.A.R.K.M.A.N در تاریخ 88/05/10

احساس بدیه راه رفتن توی جاده ای که پایانش معلوم نیس ...

جاده ای که فقط جای راه رفتن یک نفر است ، جاده ای که در هر متر از آن دیواری بلند قرار دارد ، پر از خس و خاشاک ، پای برهنه!!! در هر قدم آن پر از مانع !!! در هر قدم آن ترس از افتادن !!! در هر قدم آن صدای مایوس کننده ی سیاه دلان !!!

اما باید رفت ، میروم ، صدایی میشنوم که می گوید برو ، میروم ، صدایی پاک از اعماق قلبی پاک ، برو برو برو ، می دوم ، با چنگ و دندان دیوارها را بالا میروم ، از روی موانع می پرم ، گه گاهی پرواز می کنم !! بی پروا ! بر دهان سیاه دلان می کوبم و میروم... !

میروم ! مهم نیست به کجا ! مهم نیست تا به کی ! لا اقل میگویم رفته ام ، با صدایی ، آرام گرفتمو رفته ام !! نپوسیدم ! نماندمو رفتم ...

گاهی از رسیدن بیزارم ، گاهی تشنه ی رسیدن ! بیزارم از رسیدن ، آیا رسیدن به معنای پایان آن صداست ؟؟ تشنه ی رسیدنم ، آری شاید به منشاء آن صدا برسم ....  میروم !

کار بدیه فکر کردن به پایان .....

:دی !

پایان شب سیه ، اگه بزارن سپید است ، یا شایدم سفید ...

+  توسط D.A.R.K.M.A.N در تاریخ 88/05/04

4 ساعت بود که روی لبه ی پشت بوم ( بالا :دی ) ایستاده بودم ، هر کاری کردم نشد که نشد ، با کمک پدرم و برادرم جایگاهی برای آنتن درست کردیم ، با یک توپ سیم و لوله ، باز هم نشد که نشد ... !

کلی سرو کله زدیم ، رفتم بالا و خودم نانو رو با دست گرفتم تا موفق بشم چیزی بگیرم اما بازم نشد ... من که نا امید شده بودم و بر گشتم پایین ...

باد زد و لوله هایی که متصل کرده بودیم رو شکست ، .... ! پدرم برای اینکه نانو روی هوا نباشه ، اونو برد و همینجوری بدون تنظیم و خرکی وصل کرد به آنتن همسایه !!!

من با نا امیدی تمام داشتم با تنظیمات ور میرفتم ، هر کاری می کردم مقدار سیگنال بدتر و بدتر میشد ! در آخر با حالت تمسخر به  علی گفتم که نه ، اینشکلی نمیشه ، باید آنتن رو روی مد Horizontal قرار داد ، یه چیزی شانسی پروندم ، چون می دونستم که آنتن الان عمودیه و افقی تنظیم نمیشه ، خلاصه که با کمال نا امیدی و حالت تمسخر زدم روی مد Horizontal و دیدم که سیگنال ها داره به شکل معجزه آسایی بالا میره  و علامت Wi-Fi is Connected فعال شده ......... !!!!

هنوز که هنوزه بهت زده ام !!! شاید خواب می بینم !!!!!!!!!!!!! وای که چقدر خوشحالم ، کاش الان my whole everything ام بود و اینارو با خوشحالی تمام واسش تعریف می کردم ... !!! ساعت 2 نصفه شبه و من بعد از حدودا 1 ماه دوباره اینترنت دار شدم ... اینترنت اینقدر خوشحالی نداره ، ولی در رفتن از یک خرج بی خودی اونم در شرایط بحرانی واقعا خوشحالی داره !!!!

الان دارم به باعثو بانیش بیلاخ نشون میدم ، ها ها بیلاخ !! ها اینم یکی دیگه بیلاخ !!!!!! بــیــــلاخ !
 اما این که میگن در نامیدی بسی امید است ، شب سیاه پایان ندارد ، سفید استو راست میگن ! یا اینکه میگن پایین‌پایین‌ها جاش نیست، بالابالاها راش نیست ، ما هم آنتنو گذاشتیم وسط !!!!

راستی الان رفتم دنبال یه ضرب المثل که ربطی داشته باشه به این پستم گشتم ، هر چی گشتم نیابیدم ، اما یه چی پیدا کردم که خیلی برام جالب بود : میگه که به گنجشک گفتند منار تو *ت گفت یه چیزی بگو بگنجه !!! قدیمی ها هم بی تربیت بودنا !!! به حق چیزای نشنیده !!!

خلاصه که امشب کلی شادو شنگول شدم و اگه ایشالا مشکلی پیش نیاد ، دوباره باید به شر های من گوش فرا بدید ....

من می خواهم فریادی بزنم که گویا بعد از هر سکوتی لازم است .... :دی ! البته فعلا دیگه خوابم میاد ، بعد از اینهمه کار و یک روزی کاریه سنگین ، واقعا خواب می چسبه !!! مستفیض ، مثتفیض ، استفاضه ، mostafiz ، همممممم ولش کن هر چی که بود !!! دوستان به جای ما !! اینم فصل الخطاب من !!!!